تبلیغات
عاشقانه ها - مطالب طنز

عاشقانه ها

امان از دست بچه ی اصفهانی

یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه. جلو میره و میگه چی شده

عزیزم ، پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام. مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز

هم به گریه كردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول

داشتم .



[ 1391/01/10 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


سه دوست



سه تا رفیق با هم میرن بهشت

نماینده خدا میاد پیششون و میگه هر کدوم از شماها توی دنیا

کمتر به زنتون خیانت کرده باشید اینجا ماشین بهتری سوار

میشید

نفر اول یه ده باری خیانت کرده بوده و بهش بنز میدن

دومی سه بار خیانت کرده بوده بهش فراری میدن

سومی که خیانت نکرده بوده بهش بوگاتی میدن

... ... روز بعد این سه نفر باهم نشسته بودن اونی که بنز سوار

بود خیلی ناراحت بود

دو تای دیگه بهش میگن چی شده حالا مگه ، بنز هم که بد

نیست

اونم میگه نه موضوع این نیست

دیروز زنم رو اتفاقی دیدیم با یک دوچرخه از جلوم رد شد

 



[ 1391/01/6 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ نظرات() ]


تو ایران مد نشه خوبه!!!

http://cloobzzz.com/i/attachments/1/1322287802586994_large.jpg

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com



[ 1391/01/3 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


فال جالب!!!

فروردین : یا روز میمیرند یا شب.

اردیبهشت : نه تنها قادر به پرداخت اجاره خانه خود نمی شوند بلکه از صاحبخانه خود پول دستی هم می گیرند.

خرداد : کارت تلفن تغلبی نصیبشان میشود.

تیر : به دلیل سوراخ بودن جیبشان ۲۴۰ تومان از دست میدهند.

مرداد : دچار یک خود درگیری عجیب می شوند.

شهریور : کلید های خانه را گم می کنند.

مهر : به یک مسافرت خارجی می روند البته در خواب.

آبان : چک هایشان برگشت می خورد البته در بیداری.

آذر : لامپ تصویر تلویزیونشان می سوزد.

دی : در حالی که سوار اتوبوس هستند یکی از هم کلاسیهای خود را سوار بر ماکسیما می بینند.

بهمن : همه دنیا روز تولدش را فراموش می کنند.

اسفند : جوهر خودکارشان بر پیراهنشان پس میدهد تا بیش تر از همیشه تابلو شوند



[ 1391/01/3 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


فال ازدواج آقایون ( طنز آخره خنده)

فال ازدواج پسران مجرد !!! (طنز)-www.jazzaab.ir

 

فروردین :46 بار به خواستگاری میری و جواب رد می شنوی اما در 47 امین بار در حالیكه در اوج
 
ناامیدی هستی جواب بله رو میگیری و در كنار همسرت سالها به خوبی و خوشی زندگی می
 
كنی.

اردیبهشت :تا یكسال دیگه با دختر مورد علاقه ات ازدواج می كنی اما هنوز به شش ماه نكشیده
 
بینتون اختلاف می افته و كار به طلاق می رسه . دختره مهریه اش كه 3000 سكه طلا هستش رو
 
اجرا می زاره و تو به زندان می افتی تو زندان معتاد میشی و هرویین مصرف می كنی و بعد از
 
چندسال تحمل سختی و رنج در گوشه زندان میمیری.

خرداد :تا دو سال دیگه ازدواج می كنی و با یك دختر بسیار زیبا كه خیلی هم دوستش داری اما
 
شب عروسی موقعی كه می خوای بری رو تخت پات به لبه تخت گیر می كنه و می افتی سرت
 
می خوره به پایه تخت و درجا میمیری.


تیر :ازدواج موفقی خواهی داشت و در تمام دوران زناشویی بمعنای كامل كلمه زن ذلیلی . تمامی
 
كارهای خانه از قبیل پختن غذا و شستن ظرفها و جاروب زدن خانه و شستن لباس بچه ها با تو
 
هستش . خانومت همیشه با شیلنگ تو رو كتك می زنه . اگه غذایی كه می پزی بد مزه باشه
 
زنت قابلمه رو به فرقت می كوبه .


مرداد :احتمالاً بختتو بستن به خواستگاری هر دختری كه میری به هفته نكشیده یه خواستگار
 
عالی واسش میاد و عروس میشه . كم كم معروف میشی به بخت گشای دخترای ترشیده .


شهریور :یه شب كه داری با موتورت میری خیابون گردی تو یك خیابون تاریك میبینی یك ماشین با
 
شدت به یك دختره می زنه و فرار می كنی . سریع مثل قهرمانان فیلمای هندی میپری دختره رو
 
بغل می كنی و می بری به بیمارستان و خلاصه نجاتش می دی اما دختره به كما رفته و پلیسا هم
 
فكر می كنن تو باهاش تصادف كردی و میگیرن زندانت می كنن . بعد از 3 ماه دختره بهوش میاد و
 
میگه تو چه فداكاری كردی و پدر و مادرش میان تو رو آزاد می كنن . بابای دختره یك كارخونه دار
 
میلیاردره و میگه پسرم خیلی ازت خوشم میاد و دوست دارم دومادم بشی و خلاصه دوماد میشی
 
و تا آخر عمر فقط می خوری و می خوبی و سفر خارج میری.


مهر :
عاشق دختری میشی كه فكر می كنی اونم تورو خیلی دوست داره و بعد از یك دوران
 
عاشقی سخت بالاخره به خودت جرات میدی و میری خواستگاری دختره اما دختره یك سیلی آبدار
 
می زنه تو گوشت و میگه بی ناموس من تو رو مثل داداشم دوست داشتم اما تو سو استفاده
 
كردی و تو تا آخر عمر دیگه ازدواج نمی كنی.


آبان : چپ و راست واست دوست دختر ردیف میشه و همیشه 30 - 40 تا دوست دختره آن لاین
 
داری و 50 - 60 تا هم آف لاین . همه عاشقتن و می خوان زنت بشن اما تو اصلاً علاقه ای به ازدواج
 
نداری و سرانجام در سن 35 سالگی به علت مصرف زیاد دوست دختر سكته می كنی و میمیری.


آذر : سه بار ازدواج می كنی و از هر زنت صاحب 9 فرزند میشوی . همه زنهات تو رو از خودشون
 
بیشتر دوست دارن و همیشه بهت میگن سرورم اگه چیزی میل دارین واستون بیارم. هر سه زنت
 
تو یك خونه در كنار هم زندگی می كنن و اصلاً باهم مشكلی ندارن . كار بیرون از خانه هم انجام
 
نمی دی فقط سرماه به سرماه میری پول یارانه ات رو میگیری (فكر كنم 31 نفر هستین هر كدوم 45
هزار تومان اوه چقدر میشه) كلاً آدم خوشبختی هستی .


دی : میری خواستگاری دختر همسایه تون و با هم نامزد میشین بعد از شش ماه دختره مریض
 
میشه و كم كم كور میشه اما تو بخاطر پیمانی كه با او بستی باهاش ازدواج می كنی و سالها با
 
هم زندگی می كنین .


بهمن : با دختره مورد علاقه ات نامزد میشین و بعد از 3 سال دوران نامزدی شیرین موقع عروسی
 
سر سفره عقد عاقد سه بار از دختره می پرسه آیا حاضره زن تو بشه و اون میگه نه .


اسفند : یك روز اتفاقی چشمت به پیر زن همسایه می افته و ناخودآگاه عاشقش میشی و
 
موضوع رو به مامانت میگی اما اونا مخالفت می كنن و میگن این سن مامان بزرگتو داره اما تو
 
میگی مهم عشق و تفاهمه كه ما داریم سن و سال كه مهم نیست و با مخالفت شدید پدر و مادر
 
با هم ازدواج می كنین اما شب عروسی عروس از شدت خوشحالی سكته می كنه و می میره.


[ 1391/01/2 ] [ 06:39 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


آخره خنده!!!

دختری از کوچه باغی میگذشت
 
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
 
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
 
بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام
 
دختر اما ناگهان و بی درنگ
 
... سوی او برگشت مانند پلنگ
 
گفت با او بچه پروی خفن
 
می دهی زحمت به بانویی چو من؟
 
من که نامم هست آزیتای صدر
 
من که زیبایم مثال ماه بدر
 
من که در نبش خیابان بهار
 
میکنم در شرکت رایانه کار
 
دختری چون من که خیلی خانمه
 
بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه
 
دختری که خانه اش در شهرک است
 
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
 
در چه مورد با تو گردد هم کلام
 
با تو من حرفی ندارم والسلام


[ 1391/01/1 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


نمیدونم کارخانه چی توز به روح اعتقاد داره یا نه !

 عکس   عکس های باحال


[ 1390/12/13 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


چند اختراع جالب و البته مهم زنان و مردان !!! (مطلب طنز!)

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شایعه اختراع

شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت*های بازی را اختراع کرد. زن کارت*های بازی را کشف

کرد و جادوگری اختراع شد!

مرد کشاورزی را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژیم غذایی را

اختراع کرد!

مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد . زن عشق را کشف کرد و ازدواج را

اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خرید کردن »

اختراع شد! از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد. ولی زن همچنان

مشغول خرید بود



[ 1390/12/11 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


لغت نامه آقایان!

چه جالب . بعد چی شد؟

ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه.

این بار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟

عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن.
ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن.

یااااادم رفت.
ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خاله اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما روز تولد تو رو یادم رفته.

از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه.
ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم.

عزیزم راهو بلدم.
ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم.

نتونستم پیداش کنم.
ترجمه: شئی مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم.

برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم.
ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم


[ 1390/12/11 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


هر مشکلی دارین با ما تماس بگیرین

با ما تماس بگیرید

با مادر زنت مشکل داری؟

با پسر همسایه درگیر شدی؟

کارفرماهات پولتونو نمیدن؟

پروژه هاتون پول نمیشه؟

 می خوای از همکلاسیای سابقت انتقام بگیری؟

حس میکنی حقتو خوردن؟

پاداش نگرفتی؟

از افزایش حقوقت ناراضی هستی؟

چک برگشتی داری؟

اصلا فرقی نمیکنه. فقط کافیه یه تماس با ما بگیرید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

http://www.taknaz.ir/ax1/ax3/58.jpg




[ 1390/12/11 ] [ 04:51 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


شوق دیدار ( شعر عاشقانه بصورت طنز )

                        شوق دیدار ( شعر عاشقانه بصورت طنز )taknaz.ir

 

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم



وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم



Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ



Windows و Hard و Mother Board
همگی دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت



یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است



باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم



روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم



تا به دام تو درافتم همه Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت



Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم



نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم





[ 1390/12/11 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


روش جدید تقلب!!!

روش جدید برای تقلب! /عکس-www.jazzaab.ir



[ 1390/12/11 ] [ 04:14 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


ز گهواره تا گور دانش بجوی ( طنز)


ز گهواره تا گور دانش بجوی !! (طنز خواندنی )-www.jazzaab.ir



چو هرگز نیابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی !!

این هم دلیل:

از این رو که وقتی تو شوهر کنی
دگر هیچ نتوان کنی جست و جوی

بخر، زایمان کن، بروب و بپز
بدوز و اتو کن، بساب و بشوی

بیا و برو، میهمانی بده
شود استراحت، تو را آرزوی

نداری اگر خانه، سالی دو بار
تو با شوهرت می روی کو به کوی

مبادا که چیزی بخواهی از او
تو باید شوی همسری صرفه جوی

وگر همسرت مایه دار است هم
مبادا دو تا باشه تنبان اوی

بخواهی اگر شوهری سر به راه
برس دائما هی به روی و به موی

اپیلاسیون، رنگ، مش، های لایت
که با دیدن تو بگویند: وووووووووی

شب امتحان بی شب امتحان
و الا برد شو ز تو آبروی

نباید بگیری تو هیچ استرس
شب امتحان هی شوی ترشروی

بگوید که برگرد پیش بابات
برایش اگر آوری نیمروی

یکی او یکی بچه ها مانعند
که حفظت شود جزوه ها مو به موی

رسد مادر شوهرت هم ز راه
برای کمی غرغر و گفت و گوی!

قدمرو رود روی اعصاب تو
به کلی بریزد به هم خلق و خوی!

به دنبال او هی ز در می رسند
یکایک عموزاده ها و عموی!...

از این رو مجرد اگر مانده ای
به اعصابی آرام، دانش بجوی!


[ 1390/12/11 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


بــــودا و زن هـــــــرزه

  گروه گل یاس
 
بودا به روستایی سفر کرد ...
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
کدخدای روستا هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !!!
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !!!
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد
   مگر این که مردان روستا نیز هرزه باشند .
بنابراین مردان و پول‌هایشان هستند که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .


[ 1390/12/11 ] [ 02:53 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


خاطرات عزراییل

گروه گل یاس
 
 شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!
 یکشنبه: 
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ،6893 اعدامی،9872 تزریقی، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم عوضی وقت نشناس از دست دادم.... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!
 دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .
 سه شنبه:
مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم،اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه. دست اون یکی رو هم گرفتم،اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه.اومدم دست خودشم بگیرم،اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت.به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن. منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم.اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!
 چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم،اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش های بد بد میده.اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!
 پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.
 جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله .


[ 1390/12/11 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


اتل متل توتوله این پسره سوسوله...

اتل متل توتوله
این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه
نگاش همیشه میخه
چت میکنه همیشه
بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره
باباش رو قال میذاره
دی اند جیشو میپوشه
میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش
میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم
تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ
بیا بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده
همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی!
چقدر بابا بلائی!
همه رو من حریفم
میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن
منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم
برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری
میام به خواستگاری!


[ 1390/12/11 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


تقاضای مرخصی همسر !

می گویند در دوران قبل که پاســگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط دیگر برای خدمت منتقل می شدند باید مــدت زیادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همین خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران دیگر قرار می گرفت.

                                                 بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب

[ 1390/12/11 ] [ 02:43 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


طنز ازدواج و کامل شدن دین

همه می دونیم که در تعالیم اسلام آمده است که با ازدواج، نیمی از دین کامل می شود.
با هم نظر قشرهای مختلف جامعه رو به دیدگاه طنز میخونیم :.
 
1. آدم حسابگر: ببخشید، دوست دختر یا دوست پسر داشتن، می شود به عبارتی بیست و پنج درصد؟! تو بعضی از روابط 50 هم میشه.
۲. مرد منطقی: یعنی اگر دوتا زن بگیریم دینمون کامل کامل می شه؟!
۳. مرد هوسباز: آقا من چهارتا زن گرفتم که دینم را دو برابر کنم!
۴. از متلک های وسط دعوای زن و شوهر:حیف از من خاک بر سر که خواستم دین ِ توی بی لیاقت را کامل کنم!
۵. تابلوی سر در دفاتر ازدواج: ثبت رسمی مراحل تکمیل دین!
6- تابلوی سردر دفاتر طلاق: دراینجا دقیقا و فقط نصف دین شما پس گرفته می شود، نه بیشتر!
7. یک ریاضیدان: اگر مکمل دین، ازدواج است، آن گاه متممش چیست، ازدواج موقت؟!
8. پدر عروس در جلسه خواستگاری رو به داماد: پسرجان، خوب فکراتو کردی؟ گفته باشم، دخترم بعد از تکمیل، پس گرفته نمی شه ها!
۹. جوان آس و پاس: ما که هیچی نداریم، نه زنی، نه بچه ای، نه سری و نه سامانی، نصف دینمون را هم بگیرید ببینیم خیالتون راحت می شه یا نه!
۱۰. اطلاعیه دختر دم بخت:
توجه... توجه...
یک عدد مکمل دین، موجود است.

[ 1390/12/11 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


تو کار خانمها دخالت بیجا نکن!!!

یک مادر با پسر 10 ساله اش در یک روز بارانی در تاکسی نشسته بودند و به سمت خانه می رفتند، پسر بچه از شیشه ماشین بیرون را تماشا می کرد..
تعدادی زن فاحشه در کنار خیابان بیکار ایستاده بودند، پسر بچه که آنها را دید و از شکل و تیپشان تعجب کرده بود از مادرش پرسید اینها کی هستن و چرا اینجا وایستادن؟
مادر جواب داد : اینها زنان کارمندی هستند که کارشون تمام شده و منتظرن شوهرهایشان آنها را به خانه ببرن.
راننده تاکسی ناگهان گفت: خانم چرا به بچه راستش را نمی گین؟ ببین بچه جون اینها زنان خوبی نیستن اینجا وایستادن که در ازای گرفتن پول با مردها رابطه برقرار کنن.
بچه که چشمانش از حدقه بیرون زده بود از مادرش پرسید: این آقا راست میگه؟
مادر با چشم غره ای به راننده ، حرف راننده را تایید کرد.
پسر بچه پرسید: پس چی به سر بچه های اونا میاد؟؟؟
مادر گفت: اکثر بچه هاشون راننده تاکسی میشن !!! 


[ 1390/12/11 ] [ 02:35 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


تفاوت زمین خوردن پسرا و دخترا


پسر در حال دویدن
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی")
یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ
... ...
(دختر در حال راه رفتن)
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!

من پس از مشاهده این حوادث



[ 1390/12/11 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]