تبلیغات
عاشقانه ها - مطالب اردیبهشت 1391

عاشقانه ها

خسته شدم...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...


بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم


زخم پاهایم به من میخندد...


خسته شدم بس که تنها دویدم...


اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...


می خواهم با تو گریه کنم ...


خسته شدم بس که...


تنها گریه کردم...


می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم


و شانه هایت را ببوسم...


خسته شدم بس که تنها ایستادم



[ 1391/02/28 ] [ 02:27 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


حواست باشد..

حواست به دلت باشد!

آری.... حواست به دلت باشد!!!


آن را هرجایی نگذار ....!


این روزها دل را می دزدند بعد که به


دردشان نخورد...


جای صندوقِ پست آن را در سطل آشغال


می اندازند !


و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد


دیگردل نمی شود ... !!!




[ 1391/02/22 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


قشنگ ترین احساس..

میدونے قشنگترین احساس چه وقتیه..؟

وقتے برمیگردے


یواشكے به عشقت نگاه كنے


مے بینے كه اونمـ داشته بهت نگاه میكرده..




[ 1391/02/21 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


من امـــــید دارمــ...

دست از دنیـا کشیـده ام

دیگـر چیـزی بـرای از دست دادن نـدارم

نمـی خواهـم دیگـر

دست هـایـمـان

بـه هـم بـرسـد ...

می خواهـم دست هـایـم را

در جیبــم بگـذارم

بـی دغـدغـه

آزاد و رهـا

سوت زنـان

تا انتهـای کوچـه تنهـایـی ام بـروم

من امیـد دارم

بـه کـم نـور تـرین ستـاره ای

کـه هـر شب

در انتهـای کوچـه

بـرایـم چشمـک مـی زنـد ...

من امیــد دارم

آنجـا کسـی هست

کـه

مثـل هیــچ کس نیـست !



[ 1391/02/21 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


نــــــ ـه...

نـﮧ لـیـوان بـزرگ پُـر از قـﮩـوه دارمـ

نـﮧ سیـگـارﮮ ڪـﮧ لاﮮ انـگـشتـانـمـ بـگـذارمـ


نـﮧ آرایـش چـشـمـانـمـ ریـخـتـﮧ اسـﭞ


نـﮧ مـوهـایمـ ڪوتـاه ِ ڪوتـاه اسـﭞ


و نـﮧ ڪافـﮧ اﮮ مـﮯشنـاسمـ، سـرد و تـاریـڪ


ڪـﮧ پـاتـوقـش ڪنـمـ


مـن هـیـچ چـیـزمـ بـﮧ آدمـﮩـاﮮ افـسرده نـمـﮯخـورد


[ 1391/02/21 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


اگــــــــــــــ ـر...

اگـر مـی خواهـی ببـنیـَم ...

نیمـه هـای ِ شـب بیـا؛

زمـانی کـه قطـره هـای ِ زلـال ِ تنـهایـیم را،

بـه سیـاهـی هـای ِ شـب می سـپـارم ...

بـاور کـن ایـن زمـان،

/احسـاسـاتم/

از هـر زمـان ِ دیـگـر

عـریـان تـرنـد ...


[ 1391/02/21 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


تــــــــــــــ ـو...

تو دور می شوی...

من گام می زنم اما به تو نمی رسم!

خسته می شوم، زانو می زنم:

بایـــــــــست!!!

بی خیال بی خیال عبور می کنی...

دستانم را دراز می کنم...

اما تو...

لای هجوم تنهایی های من محو می شوی...

و من می مانم و پاهایی که نای رفتن و ماندنشان توامان نیست...

نمی مانم

اما بی تو...



[ 1391/02/21 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


دیگـــــــــر...

دیگر اشتها ندارم ...

فقط ،باید یاد بگیرم


اندکی حرف هایم را بخورم ...


گاهی نیز ...


بغضم را قورت بدهم ...


از هرچه ترسیده ام ... سرم آمده است ...


؛


کاش ... ترسناک بودی ....


[ 1391/02/21 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


دل نوشته ای از حسین پناهی


شب در چشمان من است

به سیاهی چشمهایم نگاه کن

روز در چشمان من است

به سفیدی چشمهایم نگاه کن

شب و روز در چشمان من است

به چشمهای من نگاه کن

چشم اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
دلنوشته هایی بسیار زیبا و خواندنی از حسین پناهی



[ 1391/02/21 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


کـــــنــار ...


ڪنـار رویـاهـایـم ڪﮧ مے نـشـیـنے

دریـا فـانـوسـش را خـامـوش مے ڪـنـد


و جـنـگـل نِــے لـبـڪـش را ...


سڪـوﭞ شـب چـشـمـہـایـﭞ آنـقـدر حـرف دارد


ڪﮧ هـر چـﮧ مے خـوانـم بـﮧ انـتـہـا نـمے رسـد ...


چشمـہـایم را مے بندҐ


استشمامـﭞ مے کنم ...


تماҐ دنیا را بگو ساڪـﭞ شوند


مے خواهم آرامش حضورﭞ را دریابم ...!





[ 1391/02/5 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


گاهی ...

یــــــــــــــــــــــــــــــاد بگیر:


گاهی نباید ناز ڪـــــشید ؛


انتظار ڪـــــشید ؛


آه ڪـــــشید ؛


درد ڪـــــشید ؛


فریاد ڪـــــشید ....


تـنـﮩـآ باید دست ڪـــــشید و رفت ... !!




[ 1391/02/4 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


وقتی که نیستی...

وقتی کــه نیستی

شکـــــ دارم که بیایی

وقتی هم که می آیــــی

مطمئن نیستـــــــم که میمانی

وقتی هــــم که میروی

... ... ... نمیدانم که باز میگردی یا نــه

این دو دلــــــــی ها

دوراهـــــــی ها

دوگانگـــــی ها

مرا خواهد کشت..

بیـــــــــــا...

و یا

یک بار برای همیشه نیـــــــــــا..!!



[ 1391/02/4 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


ایـــــ ن پـــنجــــره هـــا

این پنجره ها شده اند عین چشمانم،

سال هاست نخوابیده اند،

حتی پلک هم نزده اند.

...

اگر آمدی ،

آرام از پشت سر بیا !

نگذار پنجره ها از شوق دیدارت ، دل شیشه ایشان را در هم شکنند...

اگر آمدی ،

فقط آرام از پشت، دست بر چشمان من بگذار،

تا چشمانم این همه انتظار را در دست های خسته ی تو بشکنند ...





[ 1391/02/4 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


شـــــــاید...

شــآیـد !

شــعــر هـمـیـטּ اسـﭞ


ڪـﮧ مـטּ عـآشـق ِ تـــو بـاشـم


و تــــ♥ــــو !


بـا هـر ڪـﮧ مے خـواهے ...





[ 1391/02/4 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


دلتنــــــگم...

دلتنگم . . . دلتنگ چه ! نمی دانم !

راستش را بگویم دلتنگ همانی ام که نه تو می دان...ی... و نه من... !

نه ! نه !

بگذار راستش را بگویم !

نه دلتنگ لحظه های تازه ام و

... ...نه دلتنگ شروع زندگی دوباره . . .

... دلتنگم . . . دلتنگ خود خود تــــــو... !!!!

حرف بزن. . .

دیر زمانیست که بارانی ام !




[ 1391/02/4 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


خدایــــــــــــــــــا...

خــُدایا..!

میتونــَم چــَند لحــظه بـآهـآت خـــلوَت کــُنــَم؟؟


قـــول میــــدَم،


بیشــتــَر از چـند لحـظه وقتـِت رو نگیــرَم..


گوشــت رو بیــآر جلــو...


بیـآ...


نـــزدیک تــَر


"مـَن خسـته ام"


مـــی شـــِنَـــوی؟؟؟




[ 1391/02/4 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


این بـــــار...

اینبـآر ڪـﮧ آمـدے دستتـ رـآ روے قلبمـ بگذـآر

خـوـآهے دید ڪـﮧ از دیدטּِ تـُ نمیتپد


از شوقــ میلــرزد .




[ 1391/02/4 ] [ 08:59 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]


وقتی می خوای...

وقتی می خوای یه رابطه رو به هم بزنی

خوب به هم بزن....


اما لگدکوبش نکن


بزار برو...


اما داغونش نکن..


با احساسش


فکرش......


اعتمادش و غرورش بازی نکن


چون بعد از رفتن تو فقط غمگین نمیشه


تا سالها باید با یه ترس لعنتی زندگی کنه


و نتونه دیگه به هیچ کس اعتماد کنه.......


حتی برای یه دوستی ساده




[ 1391/02/4 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]