تبلیغات
عاشقانه ها - باران....

عاشقانه ها

باران....

باران می بارد و من قدم می زنم

صدای باران خاطراتم را به رخ دلتنگیهایم می کشد

این روزها دلتنگتر از همیشه ام

چه می شود این دل را

که این چنین دلتنگی را قالب می کند

دلتنگیهایم بغضی کهنه را فریاد میزند

بغضی که هوای ترکیدن ندارد

گلویم را می فشارم

بغضم را در کنج دلم زندانی میکنم

منتظر روزی می مانم که رهگذری آزادش کند

بغضم سنگین شده است

عذابم می دهد

اما روزی

بغضم می شکند

آن روز به دلتنگیهایم جواب می دهم
 


[ 1391/01/11 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ یه تنها . ] [ حرف دل() ]